تبليغاتX
دنیای ما

دنیای ما

Universe we

به روز خواهیم شد

منتظر بمونید
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1390ساعت 0:24  توسط لیدا و سعید   | 

باز امدیم

با سلام و تبریک به مناسبت میلاد امام عصر(عج)و با عرض پوزش به خاطر دیر اپ کردن
+ نوشته شده در  جمعه 8 مرداد1389ساعت 15:6  توسط لیدا و سعید   | 

به تو می اندیشم

به تو مي انديشم.

اي سرپا همه خوبي!

تک و تنها به تو مي انديشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان.

تو بيا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.

من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛

ريسماني کن از آن موي دراز؛

تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستي تو بجوش.

من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش.
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اسفند1388ساعت 16:28  توسط لیدا و سعید   | 

والنتاین (روز عشق)


در قرن سوم ميلادي كه مطابق با اوايل امپراطوري ساساني در ايران مي شود ، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس فرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.

اما كشيشي به نام ولنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود…بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند

 و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق      

  


در فرهنگ ایرانی    


سپندارمذگان جشن گرامی‌داشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز كه مصادف است با 29بهمن ماه مردان به زنان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 24 بهمن1388ساعت 14:26  توسط لیدا و سعید   | 

تا انتها حضور


امشب


در يک خواب عجيب


رو به سمت کلمات


باز خواهد شد .


باد چيزي خواهد گفت .


سيب خواهد افتاد ،


روي اوصاف زمين خواهد غلتيد ،


تا حضور وطن غايب شب خواهد رفت .


سقف يک وهم فرو خواهد ريخت .


چشم ....


سهراب سپهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 10:9  توسط لیدا و سعید   |